بایگانی | ن nun خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

نسگل

نیسگیل: استفاده از این واژه در زبان ترکی آذربایجانی در جملات مختلف، معانی مختلفی میدهد. معانی چون: حسرت، آرزو بو تیکه‌نی سنه نیسگیل ائله‌میشم: این لقمه را بخاطر تو آماده کرده‌ام، آرزو کردم تو بخوری. کلمۀ نیسگیل یک معنای دیگری هم دارد، که من با استفاده از یک مجموعۀ کلمات قصار، آن را در یک […]

به خواندن ادامه دهید

نسیه

نسيه موقوف حتي سنه ده – نسيه حتي براي تو ممنوع.

به خواندن ادامه دهید

ناشی

ناشی زیرنانی یوغون باشیندان چالار – آدم ناشی، سرنا را ازسر گشادش میزند.

به خواندن ادامه دهید

ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.

به خواندن ادامه دهید

نادانلار ائده ر صحبت نادانلا تلذذ ترجمه: نادانها از صحبت با نادانها لذت میبرند. نظیر: خر بنده بخانه شتربان آید.

به خواندن ادامه دهید

نادری تختینده گؤروب – مراد آنکه از عهد قدیم مانده است.

به خواندن ادامه دهید

ناشیلیغی منیم باشیمدا چیخاردیر – دلاکی را در سر کچل من یاد میگیرد.

به خواندن ادامه دهید

نوودانا (ناودانا) مینماق شوقوندان دوشدوم – دیگر از شوق سوار شدن به ناودان افتادم. روزی ملا نصرالدین سوار ناودان شد. بدیهی است که بزمین افتاد و دست و پایش شکست. وقتی که زنش بر بالین وی رسید و زبان به توبیخ گشود ملا تئی حرفش دویده گفت: ای زن، هیچ مگو که دیگر از شوق […]

به خواندن ادامه دهید

نبضی منیم الیمده دیر – نبضش در دست من است.

به خواندن ادامه دهید

نئجه باخیم گؤزوم گلین گؤزونه اوخشاسین؟ – نظیر: با هر سازی برقصم باز قبول نداری.

به خواندن ادامه دهید