بایگانی | م mim خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

مکیک (مکیه)

دانیشیق دیلینده «مکیح» و یازی دیلینده «مکیک – məkik» : تیکیش ماشین ینین ایچینده آلت داکی ساپی چحمک اوچون ایشلنن وسیله نین آدی دیر.

به خواندن ادامه دهید

میرت

میرت=شوخی، ظرافت، میرت وورماخ=شوخی کردن، گفتن و خندیدن، سر بسر کسی گذاشتن میرتجیل=آدم شوخ طبع mırt, mırtcıl

به خواندن ادامه دهید

من دگیلدیم

من دگیلدیم، الیم ایدی، بقال اوغلی کریم ایدی! – نظیر: کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!

به خواندن ادامه دهید

مربع وار؟

مربّع وار؟ – وار، آما نه او غلیظلیقدا! – مربا داری؟ – دارم، اما نه به آن غلیظی! گویند طلبه ای که احتیاج به مربا داشت من باب فضل فروشی از بقال پرسد: مربّع! داری؟ بقال هم جواب داد: دارم، اما نه به آن غلظت!

به خواندن ادامه دهید

مسلمان، سنون آندووا ایناناخ

مسلمان، سنون آندووا ایناناخ یا خوروزون قویروغونا؟! – ای مسلمان، قسم ترا باور کنیم یا دم خروس را؟! مسلمانی خروس یکی از ارامنه را دزدید و زیر عبایش قایم کرده به راه افتاد. ارمنی خبردار شد و از پشت مسلمان رسید و خروس را مطالبه کرد. مسلمان بی آنکه ملتفت شود که دم خروس از […]

به خواندن ادامه دهید

مچیدین قاپیسی

مچيدين (مسجدين) قاپيسى آچيخدى، بس پيشيگين حياسينا نه اولوپ؟! – گيرم كه در مسجد باز است، پس شرم و حياى گربه كجا رفته است (كه وارد مسجد ميشود)؟!

به خواندن ادامه دهید

منه سو چیخماز

منه سو چیخماز، سنه پول کی چیخار! – از این کار آب گیر من نمیاید، اما پول که گیر تو میاید! گویند حاجی میرزا آغاسی صدر اعظم محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود. روزی که به بازدید چاه ها رفت مقنی گفت کندن چاه در این منطقه بی حاصل است چون این […]

به خواندن ادامه دهید

مغرورلوق

مغرورلوق ائیله یب اوستادام دئمه — وقت اولار بیریئرده دارا دوشرسن (عاشیق علی عسگر) – احساس غرور نکن و خود را بزرگ مبین چونکه زمانی می رسد که کم می آوری (عاشق علی عسگر).

به خواندن ادامه دهید

من دییرم

من دئییرم دم دن دمه، سن دئییرسن دامدان داما – نظیر: من می گویم آسمان، تو می گویی ریسمان.

به خواندن ادامه دهید

موسی میسیپ

موسی میسیپ – موسی کر کرده. کنایه از کسی که کار اشتباهی کرده و ساکت و خجل در گوشه ای نشسته.

به خواندن ادامه دهید