بایگانی | ل lam خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

لای لای

سن کی لای لای باشاریسان، نیه ئوزوون یوخون توتمور؟ – تو که لالائی بلدی چرا خودت نمیخوابی؟ نظیر: گر تو بهتر میزنی، بستان بزن!

به خواندن ادامه دهید

لپه

لپه نی دئمه دويونو ده، دونه نی دئمه بويونو ده – از لپه نگو از برنج بگو، از ديروز نگو از امروز بگو. نظیر: داشتم داشتم حساب نيست دارم دارم حساب است.

به خواندن ادامه دهید

لاری خوروزلار یاغ باغلار، قاریشقالار باغ باغلار (ریاحی).

به خواندن ادامه دهید

لالین دیلین ننه سی بیلر. نظیر: آشنا داند زبان آشنا.

به خواندن ادامه دهید

لوطیلر (لوطولار) قویدولار که یاتام سنی یوخودا گوره م؟ ترجمه: بچه های محله مگر گذاشتند بخوابم و ترا در خواب ببینم! (توضیح: مردی که از سفر برگشته بود زنش را مخاطب قرار داده پرسید هیچ در این مدت مرا بخواب میدیدی؟ زن با ناز و کرشمه گفت: «لوطیلر قویدولار کی…»)

به خواندن ادامه دهید

لوطیلیق ترک گوتورمز. نظیر: تعارف آمد نیامد دارد.

به خواندن ادامه دهید

لوطی خرجی اولدی – نظیر: لوطی خور شد.

به خواندن ادامه دهید

لوطونون پولی قورتولاندا پنیر چؤره ک سلامتدور – ترجمه: پول داش مشدی که ته کشید نان و پنیر سالم ترین غذاهاست. نظیر: داش های بی پول، تخمه سیری سه پول.

به خواندن ادامه دهید

لوطی ابراهیمین قوطوسودی – نظیر: شهر فرنگ است، ازهمه رنگ است. (توضیح: لوطی ابراهیم از چشمبندان تبریز بود. خرس نیز میرقصاند و صندوقی داشت که مانند شهر فرنگ مناظری از آن را به تماشاچیان نشان میداد.)

به خواندن ادامه دهید

لوقما (لقمه) دگیل، بوغمادی – ترجمه: لقمه نیست، بوقمه (خفقان) است. نظیر: آبرو بهر نان نباید ریخت.

به خواندن ادامه دهید