بایگانی | ع eyn خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

عزرائیل اوشاق پایلییر

بیری دییپ: عزرائیل اوشاخ پایلییر. او بیری دییپ: منیمکین آلماسین، وئرمگی باشینا دگسین! یکی میگوید: عزرائیل بچه توزیع میکند. دیگری جواب میدهد: بچه مرا ازدستم نگیرد، توزیع بچه به سرش بخورد!

به خواندن ادامه دهید

عزب گؤرمه میسن

عزب گؤرمه میسن دییرسن بس کی ددون ده عزب دیر – عزب ندیده ای فکر میکنی پدرت هم عزب است. نظیر: گمان میکند علی آباد هم دهی است.

به خواندن ادامه دهید

عیبلی

عیبلی عیبین بیلسه باشینا پالاز اؤرتر – اگر کسی که عیبی دارد عیبش را میدانست لحاف به سرش میکشید.

به خواندن ادامه دهید

عیرانی یوخ

عيرانى يوخ ايچماغا، تخت روانينان گئدير سيشماغا! – نظير: پزى عالى، جيبى خالى!

به خواندن ادامه دهید

عاشق اولان کوردی – ترجمه: عاشق ها کورند.

به خواندن ادامه دهید

عاشق اوز وئره ن یئرده آز قالسا یوز ایل قالار.

به خواندن ادامه دهید

عاشق گؤردوغون سؤیله ر – نظیر: قلندر دیده گوید.

به خواندن ادامه دهید

عاشقین (آشیغین) سؤزی قورتولاندا نیلیم نیلیم چالار – نظیر: به داد تو رسیده ای دل ای دل (ایرج میرزا).

به خواندن ادامه دهید

عاشیق هارا گئده ر دمی یانینجا (مراغی) – ترجمه: نوازنده هرجا رود آلت موسیقی اش (و یا نوازنده بالابان خود) را هم باید با خودش ببرد.

به خواندن ادامه دهید

عاشقی ییغاللار اویناماقدان ئوتور – قاب را برای بازی جمع کنند. مراد آنکه ثروت را باید خرج کرد.

به خواندن ادامه دهید