بایگانی | ش shin خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

شيت

شيت به معنى لوس، بيمزه… شيت آدام=آدم لوس، شيت رفتار = رفتار لوس و بيمزه. فعل شيتدنماخ (شيتلنمك) هم داريم يعنى خود را لوس كردن مثل: سن الله شيتدنمه دا!= ترا خدا خودت را لوس نكن ديگه! شیت آشیق دا باشقا بیر ترمیندیر قئینانام بیتدنیری اوز وئرمه شیتدنیری تبریزین قئینانا – گلین ماهنیلاریندان البته شیتنمه […]

به خواندن ادامه دهید

شعر غزل

شِعر غزل دِئییر – بمعنای: چرند میگوید.

به خواندن ادامه دهید

شاهین دا دوه لری ایاق یالین گزه ر – شتر های شاه هم پا برهنه میگردند.

به خواندن ادامه دهید

شادلیقیوا شیونلیق ائله مه – نظیر: خوشی زیر دلت را نزند.

به خواندن ادامه دهید

شامی اولمییانین چاشتی اولماز – ترجمه: آنکه شام ندارد چاشت هم نخواهد داشت.

به خواندن ادامه دهید

شاه بیلر، شاهسون بیلر – ترجمه: شاه داند و شاهسون داند نظیر: صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

به خواندن ادامه دهید

شاه چیچک چیخاردیب (ریاحی) – ترجمه: شاه آبله درآورده است.

به خواندن ادامه دهید

شاه خدا بنده، سنونکی سنده، منیمکی منده – عینا در میان فارسی زبانان رایج است: تو سی خودت، من سی خودم. توضیح: بین عوام مشهور است که منظور سلطان محمد خدابنده از بنای گنبد سلطانیه آن بود که پس از پایان ساختمان تربت مطهر حضرت امیر علیه السلام را از نجف به آنجا انتقال دهد. […]

به خواندن ادامه دهید

شاه شاه دئدیگیم ئوز جانیم ایچوندو رجوع شود به: عمو عمو دییره م که…

به خواندن ادامه دهید

شاه گلدیسیندن گئچدی – ترجمه: از شاه گلدی گذشت. مرادآنکه خیلی بطول انجامید.

به خواندن ادامه دهید