Bizim Türki به کوشش عباس جوادی – Our Azeri Turkish by Abbas Djavadi

د-dal rss

[خواندن نوشته]

(0)
30/07/2013

دارقانی (داروغه نی) ایشدن سالدیلار، دئدی جهنم، حلاجه بازارین زیرت زیرتیندان قورتولدوق! – نظیر: کلاه کل را آب برد، به سرم گشاد بود!

[خواندن نوشته]

داش اوسته اکین اولماز – نظیر: لاله بر سنگ نروید، گنه باران چیست.

[خواندن نوشته]

داش داشا سؤکشه ر، دووار اولار – ترجمه: سنگ به سنگ تکیه میکند و دیوار به عمل میاید.

[خواندن نوشته]

داش داشی سیندیرار (ویا: داشی داش سیندیرار) – ترجمه: سنگ است که قادر است سنگ را بشکند.

[خواندن نوشته]

داش دوشدوغی یئرده آغیر اولار – ترجمه: سنگ بجای خود سنگین است.

[خواندن نوشته]

داشّاقلی خواجه! – نظیر: کوسه ریش پهن!

[خواندن نوشته]

داش قیه یه راست گلیب – نظیر: با همدیگر هم شاخ هستند. مناسب همدیگرند.

[خواندن نوشته]

داشی وار یا قومی؟ مراد آنکه: مگر چه عیبی دارد؟

[خواندن نوشته]

داغدان قار حواله وئریر – ترجمه: برف از کوه میبخشد.

[خواندن نوشته]

داغ داغا یئتیشمز آدم آدمه یئتیشه ر – تجمه و نشیر: کوه به کوه نمیرسد، آدم به آدم میرسد.