بایگانی | خ khe خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

خیر ایسته

خیر ایسته قونشووا، خیر گلسین باشووا – نظیر: نیکی را نیکی آید. نیکی کن تا نیکی ببینی.

به خواندن ادامه دهید

بو خمیر

بو خمیر چوخ سو آپارار – این خمیر آب زیاد لازم دارد. نظیر: این رشته سر دراز دارد.

به خواندن ادامه دهید

خادملیغی گامیشا وئرسن سامانلیغی ئوزونه چیخار. ترجمه: اگر تولیت را به گاو میش بخشند کاهدان را بخود اختصاص دهد.

به خواندن ادامه دهید

خالا ائوینه دادانان، ار ائوینه خیر وئرمز. ترجمه: زنی که بخانه خاله اش عادت کرد دیگر بدرد خانه شوهر نمیخورد.

به خواندن ادامه دهید

خالا خاطرون قالماسین! نظیر: محض خالی نبودن عریضه.

به خواندن ادامه دهید

خالادان ایستیروق، وئرسه ده خالادی وئرمه سه ده. ترجمه: از خاله جان میخواهیم. اگر داد خاله مان هست. اگر نداد باز خاله مان هست.

به خواندن ادامه دهید

خالام دوغوب خالاجانیم هو چکیب. نظیر: شاه خانم زائیده ماه خانم درد میکشد.

به خواندن ادامه دهید

خالامین د… اولسیدی منه دایی اولاردی – ترجمه و نظیر: خاله را خایه بُدی خالو بُدی (مولوی).

به خواندن ادامه دهید

خان یازییه ویرمیر – نظیر: بروی مبارکش نمیاورد.

به خواندن ادامه دهید

خان، بیز ایچریدن بوروندوق (یا: قیزیشدوق) – ترجمه: خان، ما از درون گرم شدیم. توضیح: یکی از اعیان تبریز به نایب شفیع که از فراشان دولتی و مردی شوخ و بذله گو بود ده تومان داده و میگوید هوا سرد است. این را بگیر و یک سرداری ماهوت بخر و بسلامتی من بپوش. نایب شفیع […]

به خواندن ادامه دهید