بایگانی | ج jim خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

جووللاغی

جووللاغی cüvellaği آدم زبل، کمی هم پشت هم انداز (تبریز، باکو و گده بیگ هم این واژه هست) ——————- از لغت نامه دهخدا: جعلق . [ ج ُ ع ل ْ ل َ ] (ص ) در تداول عوام به معنی آدم بی سروپا و بی ادب و فرومایه است و جعلنق هم گویند.این کلمه […]

به خواندن ادامه دهید

جان بیر قالبدیرلر – نظیر: دو مغز در یک پوستند.

به خواندن ادامه دهید

ج

جابرین گئچیسیندن گئچدی – ترجمه: این دیگر از بزغاله جابر هم گذشت. مراد آنکه خیلی پر برکت است. توضیح: در احادیث وارد است که روزی جابر بزغاله ای ذبح کرده حضرت رسول اکرم را با جمعی از صحابه به ناهار دعوت میکند. موقع تشریف آوردن آن حضرت هر کس را در راه ملاقات میفرمایند همراه […]

به خواندن ادامه دهید

جالاسان گونی گونه

جالاسان گونی گونه، گئچن گونه چاتماز – ترجمه: اگر همه روزهای رفته را جمع کنی روز گذشته بدست نیاید. نظیر: آب رفته به جوی باز نگردد.

به خواندن ادامه دهید

جاندیر، بادمجان دگیل – ترجمه: جان است، بادمجان نیست. نظیر: کار دل است کار خشت و گل نیست.

به خواندن ادامه دهید

جان سنون، جهنم تاری نین! – ترجمه: جان از تو جهنم از خدا. نظیر: هر چه خواهی بکن مرا چه غم است.

به خواندن ادامه دهید

جانی جانان یولوندا دییه ن چوخ اولار، قییان آز – ترجمه: خیلی ها جانشان را در ره جانان وعده دهند ولی موقع عمل کوتاه آیند و مضایقه کنند.

به خواندن ادامه دهید

جاهلده سؤز اگلنمه ز، گنبزده قوز – ترجمه: در دل نادان حرف ننشیند و بر گنبد گردو. نظیر: تربیت نا اهل را چون گِرد کان بر گنبد است.

به خواندن ادامه دهید

جاندان قونشی پایی اولماز – ترجمه: همسایه شریک جان همسایه نیست.

به خواندن ادامه دهید

جدا جواله سیغیشماز – ترجمه: نیزه در جوال نمیگنجد.

به خواندن ادامه دهید