بایگانی | ت te خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

تولوخ، تولوق

تولوخ، تولوق (کهنه شده): خیک، مشک، کیسه از چرم بز و گوسفند برای حمل مایعات و همچنین روغن و کره.

به خواندن ادامه دهید

تونوکه

تونوکه/تنکه=زیرشلواری کوتاه مردانه و یا زنانه (ظاهرا متروک شده است)، تنبان (تومان) (متروک سده است)، اسلیپ tünüke

به خواندن ادامه دهید

توخداماخ

توخداماخ = درمان شدن (بیماری)، التیام یافتن (زخم)، حصول بهبودی و سلامتی

به خواندن ادامه دهید

تویدان سورا

تویدان سونرا ناغارانین فایداسی اولماز – منظور: ساز و اواز بعد از عروسی بی فایده است.

به خواندن ادامه دهید

تات سؤزی

تات سؤزونو توتارلار، تات سوزینه قویمازلار (اویمازلار؟) – نظیر: به حرف روستائی (در اینجا: انسان یکجا نشین، برعکس چادر نشین) میگیرند ولی سر نمیدهند.

به خواندن ادامه دهید

تات آتا میندی

تات آتا میندی، تاریسین تانیمادی – تات سوار بر اسب شد و خالقش را نشناخت (در مقایسه با این مثل که: تورکی آت اؤلدرر، تاتی ات).

به خواندن ادامه دهید

سن چالدون!

پولونی وئرن توتگی چالار، و یا: او اردبیل توتگی دیر، پولون وئرن چالار – هر که پولش را بدهد نی را مینوازد، و یا: نی اردبیل است هرکس پول بدهد آن را مینوازد. گویند کسی عازم اردبیل بود بچه ها دورش جمع شدند و هر بچه ای میخواست او از اردبیل یک نی برای نواختن […]

به خواندن ادامه دهید

تابوت بیر مرکبدور، هامی مینه جاق – ترجمه: تابوت مرکبی است که همه سوارش خواهند شد.

به خواندن ادامه دهید

تابوت زینقروودور – ترجمه: زنگوله پای تابوت است (اولاد صغار اواخر عمر را تشبیه کنند).

به خواندن ادامه دهید

تاپان تاپانین اولسا، چؤلده چوبان بیگ اولار – ترجمه: اگر بنا باشد که هر کس که چیزی یافت صاحبش شود، چوپان در اندک مدتی خان میشود.

به خواندن ادامه دهید