بایگانی | ب be خوراک آراِس‌اِس برای این بخش

بیگ وئره ن آت

بیگ وئره ن آتین دیشله رینی سایمازلار – دندان های اسبی را که هدیه داده باشند، نمیشمارند.

به خواندن ادامه دهید

بو خمیر

بو خمیر چوخ سو آپارار – این خمیر آب زیاد لازم دارد. نظیر: این رشته سر دراز دارد.

به خواندن ادامه دهید

باش سیز بؤرک

باش سیز بؤرک اولماز، تات سیز تورک – سر بی کلاه نمیشود، ترک بی تات (نمیشود).

به خواندن ادامه دهید

بابلی بابین تاپماسا، گونی آخ وایینان گئچر. ترجمه: هر کس کفوش را پیدا نکند روزگارش با آه و ناله سپری خواهد شد.

به خواندن ادامه دهید

بابا دگیل وبا دی. ترجمه: بابا نگو وبا بگو.

به خواندن ادامه دهید

بابا دییه ر بوللی گره ک یا درمانی یا دردی – نظیر: وئردون دویور، ویردون ییخ و یا: الاحسان بالاتمام.

به خواندن ادامه دهید

بارک اللهی ائشگه دییه للر – ترجمه: بارک الله به ابلهان گویند. نظیر: بارک الله قبای کسی را رنگین نمیکند.

به خواندن ادامه دهید

باسانی کسمزلر – غالب را سر نبرند. نظیر: مرگ برای ضعیف امری طبیعی است.

به خواندن ادامه دهید

باخماغینان آدمیزاد ئورگشسیدی، ایتلر سلاخ اولاردی – ترجمه: اگر آدمیزاد با دیدن میتوانست یاد بگیرد سگان سلاخ میشدند.

به خواندن ادامه دهید

باتیرمامیش اوجاق باشی قویماییب. نظیر: تلی پاک نگذاشته است. توضیح: روباهی که به درد چشم مبتلا بود به شغالی مراجعه و درمان خواست. شغال دستور داد از خاک تلی که در آنجا ملوث کاری نکرده ای قبضه ای بردار و توتیا کن امید است بهبود یابی. روباه زارزار بگریست و گفت: اگر چاره به این […]

به خواندن ادامه دهید