Bizim Türki به کوشش عباس جوادی – Our Azeri Turkish by Abbas Djavadi

تولوخ، تولوق

(0)
12/02/2018 • همه مثل ها

تولوخ، تولوق (کهنه شده): خیک، مشک، کیسه از چرم بز و گوسفند برای حمل مایعات و همچنین روغن و کره.

پ-pe »

پ

(0)

پله کانی بیر بیر چیخاللار – ترجمه: پلکان را یک یک بالا روند.

د-dal »

(0)

دارقانی (داروغه نی) ایشدن سالدیلار، دئدی جهنم، حلاجه بازارین زیرت زیرتیندان قورتولدوق! – نظیر: کلاه کل را آب برد، به سرم گشاد بود!

ذ-zal »

(0)

ذره جه عشقی اولانین دریاجا تابی گره ک – کسی که ذره ای عشق به دل دارد باید تحملی باندازه دریا داشته باشد.

ر-re »

(0)

راهداردان قاچان حرامییه توتولار – نظیر: هر که گریزد ز خراجات شاه – بارکش غول بیابان شود.

ز-ze »

(0)

زحمت سیز بال ییلمز. نظیر: بی رنج گنج میسر نمیشود.

س-sin »

سن چالدون!

(0)

سن چالدون! – ترجمه: تو نواختی! توضیح: شخصی که عازم اردبیل بود رفقایش او را دور کرده و درخواست میکردند که در مراجعت برای فرد فرد آنان یک عدد نی ساخت اردبیل بیاورد. فقط از بین درخواست کنندگان یک نفر چهار عباسی بهای یک عدد نی را در مشت مسافر گذاشته تمنی کرد که موقع… ادامهٔ مطلب ›

ش-shin »

(0)

شیطان آتینا مینیب – ترجمه و نشیر: بر خر شیطان سوار شده. مرغ یک پا دارد.

ص-sad »

صمد اوتارا

(0)

صمد اوتارا، نه نه سی ساغا – ترجمه: به شرطی که صمد بچراند و مادرش بدوشد (نادرشاه). توضیح: روزی که در حضور نادرشاه صحبت از کارهای پرمنفعت بمیان آمده بود حضار متفقا اظهار داشتند که گله داری نفعش از هر چیز بیشتر است. فاتح هندوستان در حالیکه با دستش فرزند خود صمد میرزا را نشان… ادامهٔ مطلب ›

ض-zad »

(0)

ضحین داماری آچیلیب. نظیر: دل توی دلش بند نمیشود، ریسه میره (میرود).

ط-ta »

(0)

طویدان (توی- طوی) صورا ناغارا (نقاره) – ترجمه: نقاره بعد از عروسی. نظیر: نوشداروی بعد از مرگ سهراب

ظ-za »

(0)

ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.

غ-gheyn »

(0)

غوره ایکن مویز اولوب – ترجمه: در غورگی مویز شده.

ک-kaf »

(0)

کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.

گ-gaf »

(0)

گئجه نین ایشی سحره تاپیلمیش اولار – کاری که شب انجام گیرد صبح روز باز یافته است (یعنی در جیبت میماند).

ق qaf »

قاریخماق

(0)

قاریخماق = تلسمک (عجله کردن)، تلسیب وآزماق معنیسینده اشتباه کردن … زنجان

ه-he »

(0)

هاداران پاداران دانیشیر – نظیر: پرت و پلا میگوید.